رها بودن و آزاد بودن خیلی حس جالبی داره.
گاهی با خودم فکر می کنم چی میشد ، بال میزدم و میرفتم بالا…
لحظه ای که به اوج میرسیدم ، خودم رو رها میکردم و محکم روی آسفالت خیابون می افتادم ……
شوخی
:)) بعد مخت کف آسفالت متلاشی می شد :دی
[پاسخ]
امیرعلی پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۵ ق.ظ:
آره دیگه خوبه :دی
این افکار برای قبل کنکور طبیعی … :دی
:))))))))))))))))))))
بسیار خوبه، من موقع کنکور حس کشتیای رو داشتم که تو گل گیر کرده
امیرعلی پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱:۵۰ ب.ظ:
اوه اوه ، اون خیلی زد حاله ، چون زنده ای هنوز ، اینطوری می پکی راحت
اول لذت اینکه خودتو رها کردی و بعد یه حسرت که چرا خودت رو زودتر از این زندگی راحت نکردی!
۶ دیدگاه
۱۱:۵۴ ق.ظ
:)) بعد مخت کف آسفالت متلاشی می شد :دی
[پاسخ]
امیرعلی پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۵ ق.ظ:
آره دیگه خوبه :دی
[پاسخ]
۱۲:۱۴ ب.ظ
این افکار برای قبل کنکور طبیعی … :دی
[پاسخ]
۱:۴۸ ب.ظ
بسیار خوبه، من موقع کنکور حس کشتیای رو داشتم که تو گل گیر کرده
[پاسخ]
امیرعلی پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱:۵۰ ب.ظ:
اوه اوه ، اون خیلی زد حاله ، چون زنده ای هنوز ، اینطوری می پکی راحت
[پاسخ]
۱۲:۱۷ ق.ظ
اول لذت اینکه خودتو رها کردی و بعد یه حسرت که چرا خودت رو زودتر از این زندگی راحت نکردی!
[پاسخ]
دیدگاه خود را بیان کنید