۸
دی۴
دی۴

امسال عاشورا با همه سالهای گذشته فرق میکرد ، حال هوای دیگه ای داشت ، امسال از چشمام اشک جاری بود ، ولی دلیل اشک چیز دیگه ای بود ، دست خودم هم نبود ، چشمام میسوخت و اشکش به پایین سرازیر میشد ، حتی زنجیر زدنمون هم بیشتر از همیشه طول کشید ، گویا ماشین غذای هیت توی ترافیک عجیبی گیر کرده بوده و ما مجبور شدیم بیشتر از هر سال زنجیر بزنیم ، به حدی که من هنوز شونه هام و دستهام درد میکنه.
امسال عاشورا حال و هوای دیگری داشت




۱۰:۳۶ ق.ظ در دی ۸م, ۱۳۸۸
چه خفن زنجیر زدی پس …
۴:۰۱ ب.ظ در دی ۸م, ۱۳۸۸
عاشورای امسال تاریخی بود، واقعا حال و هوای دیگه ای داشت!
۷:۵۱ ب.ظ در دی ۸م, ۱۳۸۸
تکبیـــــــــــــــــــــــــــــــرررر
۴:۵۶ ب.ظ در دی ۲۶م, ۱۳۸۸
سلللللللللللللللللام!
کلن از نظر دادن چندشم میشه ولی
از عکسایی که گرفتی خوشم اومد….عکسای جالبیه….
اررررررررررره!!!فخط یه کم کیفیت پایینن!
عاشورام……….اوممممم…مزخرف بود! مثل هر سال…..!فقط امسال یه جورایی حالت مزخرف تری داشت..نمبیدونم….:(