جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸

عید شما مبارک

به ۸۸ گفتم ، برو زودتر؛ دست از سر ما ملت بردار ، هیچوقت سال خوبی نبودی

نه یه برف دست حسابی باروندی برامون

نه چمیدونم هوای سردی برامون آوردی که بشینیم کنار شومینه

اینهمه اتفاقای بد و تلخ توت افتاد ، دیگه چی میخوای ، دست از سرمون بردار و برو

روزای خوبی هم داشتم ها ، ولی خب وقتی تو ترازوت روزای بد بیشتر باشه دیگه نمیشه کاری کرد

بزار یه روز خوب بیاد ، یه روز خوب که ما به هم گل و شیرینی بدیم و شاد باشیم

سرش رو انداخت و آروم آروم شروع کرد به رفتن ، الانم تو راهه ، داره میره شمال

۸۹ داره میاد ، دستام رو باز کردم تا در آغوش بگیرمش ، شاید با ما مهربون باشه

سال نوی همتون مبارک ، ایشالا ۸۹ سال خوبی باشه برای همه

سر سفره هفت سین برای منِ کنکوری هم دعا کنید ، که ایشالا قبول بشم و اینا

سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸

آشورا

امسال عاشورا با همه سالهای گذشته فرق میکرد ، حال هوای دیگه ای داشت ، امسال از چشمام اشک جاری بود ، ولی دلیل اشک چیز دیگه ای بود ، دست خودم هم نبود ، چشمام میسوخت و اشکش به پایین سرازیر میشد ، حتی زنجیر زدنمون هم بیشتر از همیشه طول کشید ، گویا ماشین غذای هیت توی ترافیک عجیبی گیر کرده بوده و ما مجبور شدیم بیشتر از هر سال زنجیر بزنیم ، به حدی که من هنوز شونه هام و دستهام درد میکنه.

امسال عاشورا حال و هوای دیگری داشت

دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸

yalda

شب یلدای پارسال بود که من این پست رو نوشتم ، یازدهمین پست وبلاگک بود ، به نظرم فلسفه شکل گیری شب یلدا هم در نوع خودش جالبه و دلم خواست اینجا هم آورده باشمش تا اگه پارسال نخونده بودین این پست رو امسال بخونید و با فلسفه شکل گیری شب یلدای پارسیان آشنا بشید.

چون نمیدونم بین شما دوستان خوبم کسی ار فلسفه شکل گیری شب یلدا و جشنی که در این شب گرفته میشه خبر داره یا نه ، خود من هم تا دیروز صبح از این موضوع بی خبر بودم ولی آقای موسوی استاد درس درک عموی هنر و خلاقیت تصویری با توضیحی مختصر و کوتاه که شاید بعضی از بچه های کلاس حتی متوجه اون هم نشدند پنجره ای تازه به روی شب یلدا برای من باز کرد ، تا همیشه به یاد داشته باشم که یلدا چگونه به وجود اومده.

اجداد ما آریایی های که از شمال دریای خزر ( روسیه کنونی ) به فلات ایران مهاجرت کردند ، در طول مسیر خودشون نمادی که به چلیپا شهرت دارد به جای گذاشتند، که نمونه بارز اون رو میتونید در گوردخمه های نقش رستم به وضوح ببینید.

این چلیپا اسوااستیکا نام دارد و نمادی برای خورشید بوده. وجود این نماد در طول مسیر مهاجرت آریایی ها بیانگر این است که خورشید نقش بسیاری در اعتقادات آریایی ها داشته است.

آنها بر این عقیده بودند که خورشید در تمام طول شب با تاریکی مبارزه میکند و پس از پیروزی با نور خود همه جا را روشن میکند. و آخرین شب پاییز و طولانی ترین شب سال شبی است که خورشید بیشترین تلاش را برای پیروزی بر تاریکی ها و شکست شب انجام می دهد، آریایی ها به مناسبت پیروزی خورشید از سالیان دور جشن میگرفتند و رقص و  پایکوبی میکردند.

ما نیز به این سنت احترام میگذاریم و شب آخر پاییز را جشن میگیریم و دور هم جمع میشویم تا از دور هم بودن و شاد بودن لذت ببریم.

یلدای همگی مبارک باشه

پی نوشت : از کیفیت و بدی عکس هم عذر خواهی میکنم ، بسی حول حولکی شد.