<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>من مجازیِ من &#187; عاشقانه</title>
	<atom:link href="http://www.amiralii.com/category/lovely/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.amiralii.com</link>
	<description>وبلاگ شخصی امیرعلی پیروزبخش</description>
	<lastBuildDate>Fri, 27 Aug 2010 21:06:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>اجازه بده</title>
		<link>http://www.amiralii.com/1389/01/permission/</link>
		<comments>http://www.amiralii.com/1389/01/permission/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2010 19:30:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.amiralii.com/?p=434</guid>
		<description><![CDATA[با من بالا و پایین بپر ، بزار دنیا زیر پاهای ما بلرزه با من فریاد بزن ، بزار با فریاد ، صدامون رو تموم دنیا بشنون با من بخواب ، بزار آرامش وجود تو ، به من آرامش بده با من عشق رو صدا بزن در ادامه باید بگم که*: خب ، همونطور که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.amiralii.com/wp-content/uploads/IMG_2336.jpg"><img class="aligncenter" title="Jumping up" src="http://www.amiralii.com/wp-content/uploads/IMG_2336.jpg" alt="" width="442" height="261" /></a></p>
<div>
<div id="c4bb3a44973e5b7546678e_input">با من بالا و پایین بپر ، بزار  دنیا زیر پاهای ما بلرزه</div>
</div>
<div>با من فریاد بزن ، بزار با فریاد ، صدامون رو تموم دنیا بشنون</div>
<div>با من بخواب ، بزار آرامش وجود تو ، به من آرامش بده</div>
<div>با من عشق رو صدا بزن</div>
<p><span style="color: #339966;">در ادامه باید بگم که*:</span></p>
<ul>
<li>خب ، همونطور که می بینید اینجا یه مقدار بسیار زیادی فرق کرده که همه اینها رو مدیون <a title="رادیکال 2" href="http://radikal2.com/" target="_blank">علیرضا </a>هستم ، دستش واقعا درد نکنه ، خیلی برای این قالب زیبا زحمت کشید.</li>
<li>عکس بالا هم  من و <a title="صفحه فرندفید آرمان" href="http://friendfeed.com/grayfox" target="_blank">آرمان </a>هستیم  ، عکس مربوط به سفریه که تو تعطیلات عید ۸۹ داشتیم به منتطقه ییلاقی شهرستان ماسال در  استان گیلان که به السبلنگاه معروفه  ، جای همتون بسیار خالی بود.</li>
</ul>
<div>
<h6>* از این به بعد بجای پی نوشت از این جمله استفاده می کنم</h6>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.amiralii.com/1389/01/permission/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اشک</title>
		<link>http://www.amiralii.com/1388/12/tears/</link>
		<comments>http://www.amiralii.com/1388/12/tears/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 05:30:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.amiralii.com/?p=418</guid>
		<description><![CDATA[باز هم دیشب به خواب رفتم ، باز هم بدون جاری شدن حتی یک قطره اشک. دیشب هم مثل شبهای قبل به پیمانی که با او بسته بودم پایبند ماندم و اشکی از گوشه چشمانم و از روی گونه هایم به پایین نریخت. شبها همواره می گذرد و من با بغض درون سینه ام به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باز هم دیشب به خواب رفتم ، باز هم بدون جاری شدن حتی یک قطره اشک.</p>
<p>دیشب هم مثل شبهای قبل به پیمانی که با او بسته بودم پایبند ماندم و اشکی از گوشه چشمانم و از روی گونه هایم به پایین نریخت.</p>
<p>شبها همواره می گذرد و من با بغض درون سینه ام به خواب می روم.</p>
<p>بغضی محتاج به تلنگر ، به تلنگری قوی تر از قدرت عشق ، قوی تر از قدرت پیمان میان دو عاشق و شاید مدتهاست که چنین تلنگری نخوردم.</p>
<p>هر روز که عبور می کند و میرود ، گذشته است و فردایش  در پیش روست ، فردایی که خود روزه گذشته است و خواهد شد.</p>
<p>بغض من نیز هر روز بزرگتر از روز قبل می شود و پیمان درونی من نیز استوار تر&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.amiralii.com/1388/12/tears/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دوری</title>
		<link>http://www.amiralii.com/1388/12/aloofness/</link>
		<comments>http://www.amiralii.com/1388/12/aloofness/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 19:16:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.amiralii.com/?p=400</guid>
		<description><![CDATA[هر روزی که میگذره دلم براش بیشتر تنگ میشه ، خیلی بیشتر از روز قبل ، الان ۷ ماهه که میگذرن روزها ، شنیده بودم که عدد هفت عدد شانس است ، چه چیزی در پیش رو دارم ، آیا این دوری به پایان خواهد رسید؟؟ گمون نمیکنم ، احتمال زیاد دلم به تنگی یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هر روزی که میگذره دلم براش بیشتر تنگ میشه ، خیلی بیشتر از روز قبل ، الان ۷ ماهه که میگذرن روزها ، شنیده بودم که عدد هفت عدد شانس است ، چه چیزی در پیش رو دارم ، آیا این دوری به پایان خواهد رسید؟؟</p>
<p>گمون نمیکنم ، احتمال زیاد دلم به تنگی یک کوچه ی باریک شده باشد ، کوچه ای یک طرفه ، خلوت و سوت و کور ، پر از درختهای کهنه ، بوی بارون ، چه لذتی داره وقتی توی این کوچه قدم بزنی و به خاطراتت فکر کنی ، به زمانی که همین کوچه ی باریک ، یه بزرگراه سه بانده بود و لحظه ها به سرعت سپری میشد.</p>
<p>باز دوباره نمیدونم چی دارم میگم ، فقط دلم میخواست بگم که دلم براش خیلی تنگ شده ، برای همه ی اون لجظات خیلی خوب.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.amiralii.com/1388/12/aloofness/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>او</title>
		<link>http://www.amiralii.com/1388/10/she/</link>
		<comments>http://www.amiralii.com/1388/10/she/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Jan 2010 02:53:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.amiralii.com/?p=377</guid>
		<description><![CDATA[زندگی چه رنگیست؟ سیاه یا سپید؟ شاید هم سفید باشد و شاید هردویشان در کنار هم . اما هرچه هست ، میدانم  بدون او ، &#8220;رنگی&#8221; نخواهد بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.amiralii.com/wp-content/uploads/Sky-Large.jpg"><img class="size-full wp-image-378 aligncenter" title="black and white sky" src="http://www.amiralii.com/wp-content/uploads/Sky-Large.jpg" alt="black and white sky" width="467" height="249" /></a></p>
<p>زندگی چه رنگیست؟ سیاه یا سپید؟</p>
<p>شاید هم سفید باشد و شاید هردویشان در کنار هم .</p>
<p>اما هرچه هست ، میدانم  بدون او ، <strong>&#8220;<span style="color: #333333;">رنگی</span>&#8221; </strong>نخواهد بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.amiralii.com/1388/10/she/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
