دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸

من به شب ، شب به تنهایی

من به تنهایی ، تنهایی به غم

من به غم و حتی غم نیز به من

ما همه به یکدیگر عادت کرده ایم

پنجشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۸

او کیست

از دور دستها  دست تکان می دهد

با صدای بلند فریاد میزند

تار شد ، صدایش را نمیشنوم

دیگر نیست